برچسب:
نویسنده: آرین میرزاپور
ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموزکان سوخته را جان شد و آواز نیامد
این مدعیان در طلبش بی خبرانند
کانرا که خبر شد خبری باز نیامد
ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم
![]()
برچسب:
نویسنده: آرین میرزاپور
دیدی ای دل عاقبت زخمت زدند
گفته بودم مردم اینجا بدند
دیدی ای دل ساقه جانت شکست
آن عزیزت عهدو پیمانت شکست
دیدی ای دل حرف من بیجا نبود
از برای عشق اینجا جا نبود
دیدی ای دل دوستیها بی بهاست
کمترین چیزی که میابی وفاست

برچسب:
نویسنده: آرین میرزاپور
هنوزم چشمای تو
مثل شبای پر ستارست
هنوزم دیدن تو
برام مثل عمر دوبارست
هنوزم وقتی میخندی
دلم از شادی میلرزه
هنوزم با تو نشستن
به همه دنیا میارزه
اما افسوس تورو خواستن
دیگه دیره دیگه دیره
اما افسوس با نخواستن
دلم آروم نمیگیره نمیگیره

برچسب:
نویسنده: آرین میرزاپور
دلتنگم نه برای کسی........ از بی کسی …
برچسب:
نویسنده: آرین میرزاپور
برچسب:
نویسنده: آرین میرزاپور
برچسب:
نویسنده: آرین میرزاپور